یکی گل اندر فضای خلوت ماست

که سـروهای چمـن پیش قامـتش پسـتند
 


 

 

حالیا

 دست کریم تو برای دل ِ ما

سرپناهی است در این بی سر و سامانیها

 

وقت آن شد که به گل حکم شکفتن بدهی

ای سرانگشت تو آغاز گل افشانیها