مشق نام ليلي ميکنم
خاطر خود را تسلي ميکنم ..

شب و روز در خیالی و ندانمت کجایی ...
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم تیر ۱۳۹۰ ساعت 16:52 توسط رها
مشق نام ليلي ميکنم
خاطر خود را تسلي ميکنم ..

شب و روز در خیالی و ندانمت کجایی ...
از این سفر همه پایان آن خوشا که تویی..

دوستت دارمها را نگه میداری برای روز مبادا،
دلم تنگ شدهها را، عاشقتمها را…
این جملهها را که ارزشمندند الکی خرج کسی نمیکنی!
باید آدمش پیدا شود!
باید همان لحظه از خودت مطمئن باشی و باید بدانی که فردا،
از امروز گفتنش پشیمان نخواهی شد !
خورخه لوییس بورخس
ای طبیب همه انگار دلت با ما نیست!
.
.
یا من یسمی بالغفور رحیم
و من برای زندگی تو را بهانه می کنم ..

تو را بی وقت و ساعت
تو را
برای همیشه دوست دارم..