تبليغاتX
خلوت ِدل

دلتنگ آن قدم زدن هاي باراني ام ..




لاي سر رسيدم بمان و گاهي

نگاه كن

به نيازمندي هايي كه فهرست كرده ام !





پ.ن


سپردم به ذهنم

باهوش ، آرام ، خيلي آرام !






+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388ساعت 11:48  توسط رها  | 

مرغ دل ما را كه به كس رام نگيرد

آرام تويي

دام تويي دانه تويي تو..



اميدي اگر باشد به اين شب هاست ..



تو درخت خوب منظر همه ميوه اي

وليكن

چه كنم به دست كوته كه نمي رسد به سيبت




+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388ساعت 13:22  توسط رها  | 

براي داشتن چيزي كه تا به حال نداشتي

بايد

كسي باشي كه تا به حال

نبودي!



خستگان را چو طلب باشد و قوت نبود..


انا فقير ..  هل يرحم  .. ؟




+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم مهر 1388ساعت 17:14  توسط رها  | 

ساقیا! لطف نمودی قدحت پر می باد ..




می شینم لبه تخت

ساعت و انگشترمو در میارم

موهامو باز می کنم

دلم یه خواب آروم و بی دغدغه می خواد ..


بالاخره تموم شد

تموم شد اون روزهای سخت و سرد..



همه در سایه گیسوی نگار آخر شد..




+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم مهر 1388ساعت 6:25  توسط رها  | 

 

 

دل خوش دار

که رحم اگر نکند مدعی خدا بکند..

 

 


+ نوشته شده در  جمعه دهم مهر 1388ساعت 11:58  توسط رها  |