درد های من
جامه نیستند تا ز تن در آورم
چامه و چکامه نیستند تا به رشته سخن در آورم
نعره نیستند تا ز نای جان بر آورم
دردهای من نگفتنی!
دردهای من نهفتنی است
دردهای من گر چه مثل دردهای مردم زمانه نیست!
اما دردِ مردم زمانه است..
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388ساعت 16:11  توسط رها

بسم الله الرحمن الرحيم
هذا ما أمر به عبد الله علي أمير المؤمنين
مالك بن الحارث الأشتر في عهده إليه،حين ولاه مصر
أنا أسأل الله:
بسعة رحمته و عظيم قدرته على إعطاء كل رغبة
أن يوفقني و إياك لما فيه رضاه من الإقامة على العذر الواضح إليه و إلى خلقه .
مع حسن الثناء في العباد،و جميل الأثر في البلاد
و تمام النعمة،و تضعيف الكرامة
من از خداوند
به رحمت گسترده اش و به قدرت عظیمی که در برآوردن هر آرزویی دارد
درخواست می کنم که مرا و تورا به آنچه رضای او در آن است
یعنی استوار ماندن
بر توجیهی که پیش خدا و خلق روشن باشد
توفیق دهد
همراه با نام نیک در میان بندگان،
یادگار زیبا در کشور،
تکمیل نعمت و مضاعف ساختن نعمت
..
محرمی چون تو
هنوزم به چنین دنیا نیست!
سخنان حضرت امیر است به فرماندارش مالک اشتر
اتفاقی برخوردم به آن
گوارا بود

صادقانه ترین سخنان
سخنی است که هیچ مصلحتی گفتن آن را ایجاب نمی کند!!
"دکتر شریعتی"
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388ساعت 8:46  توسط رها

رفیق خوب روزها
همیشه ماندگار ِ من، همیشه در هنوزها

عشق یعنی:
تعداد دفعاتی که در خانه را با "کلید" باز کرده ای
به انگشتان دو دستت هم نرسد!
عاشقانه یعنی:
دو ساعت زودتر، تلفن زنگ بخورد و صدای گرم تو بپیچد تو ی جانم
و بخواهی که امروز اگر می شود زودتر به خانه بیایم و من هول برم دارد که
چرا؟ طوری شده ؟!
و تو بگویی
که دلتنگ شده ای
که امروز بیشتر چشم انتظار آمدنم شده ای
و من
بمیرم از شوق داشتنت..
همیشه بمانی الهی
ای عزیز ِ روزگارم .. ای تمام ِ هستی من
همیشه بمانی
الهی

یعنی ما هنوز انتخابت نکرده ایم ؟!!
بعدِ این همه سال!!
بعد ِاین همه وقت
از تو راستگو تر
از تو مدیر تر
متین تر
..
تــــــرین ها که همه از آنِ تو بود و هست
خرداد هم تمام می شود
و رو سیاهی اش می ماند به ما
که آمدنت محتاجِ میلیون ها جانِ مشتاق نبود!
اما
همین اندک هم مهیا نبود!

وقت آن است که خون موج زند در دل لعل ..

عاقل تر از پاییز
فصلی نیست
نه ادعای گلی نه چیدن نسیم ..

زمانه عرصه جولان مرد باید و
نیست!
طبیب هست و دوا هست و
درد باید و
نیست!
شرمم می آید از این همه ..
+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم خرداد 1388ساعت 10:50  توسط رها

یا ایّها الانسان
ما غرّک بربّک الکریم؟
چه شد که گستاخ شدی در برابر پروردگار کریمت؟!
انفطار/آیه6

از آدمیزاد می گویم :
که خدایش همه چیزش داد تا همه چیزش خدایش باشد
اما
او همه چیز دارد الا
خدایش را!
...

حرف بزن!
حرف بزن سالهاست
تشـنه ی یک صحبتِ طولانی ام!

اگر
دل داشتم
می بُـردی از من!

از شب سوال کن
تاباورت شود
بی خانمان ترین ستاره این آسمان
منم!

شرط مهربانی
شرط مهربانی
شرط مهربانی
+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم خرداد 1388ساعت 17:30  توسط رها

گويند تمنايي از دوست بكن سعدي
جز "دوست" نخواهم كرد از دوست تمنايي

تو که دور از دل ما نبودی که ...
اقرب من حبل الورید..

و یَسّـــــــــر لی اَمری ...
+ نوشته شده در شنبه نهم خرداد 1388ساعت 12:8  توسط رها

تو ستاره غریبی .. تو شکوه باور من

غمــت
در نهانخانه دل نشیند ..

آدمیزاد اگر گه گاه با تمام وجود زار نزند که انسان نیست،
سنگ است! ..
نادر ابراهیمی
+ نوشته شده در دوشنبه چهارم خرداد 1388ساعت 13:6  توسط رها

"می گویند تقوا از تخصص لازم تر است، آن را می پذیرم
اما
می گویم آنکس که تخصص ندارد و کاری را می پذیرد، بی تقوا است!"
شهید چمران

