چترت را کنار ایستگاهی در مه فراموش کن
خیس و خسته بیا
نمی خواهم شاعر باشی
باران باش!

هرگز هيچ آدمي زاده را
تاب ِسفري اينچنين نبود!
...
چنين گفتي
بالباني كه مدام
پنداري
نام گلي را
زمزمه مي كند..

خوشا آن دل
كه دلدارش تو باشي، خوشا آن جان..

روبهروی من فقط
تو بودهای
از همان نگاه اولین
از همان زمان که آفتاب
با تو آفتاب شد
از همان زمان که کوه استوار
آب شد
از همان زمان که جستجوی عاشقانه مرا
نگاهِ تو جواب شد ...
نگاهِ تو جواب شد ...
پ.ن
شازده كوچولو پرسيد: اهلي كردن يعني چه ؟
روباه گفت:
يك چيزي است كه پاك فراموش شده، يعني:
ايجاد علاقه كردن و
.. اگر تو مرا اهلي كني آنوقت
صداي پايي را مي شناسم كه با هر صدايي فرق مي كند ..
مرا اهلي كن..
تو نانوشته مي داني ..
السـلام عليك
ايـها الامام الرئـوف الرئوف الرئوف الرئوف
راهمان دور و دلمان كنار همين گريستن است ..

شب ِ عاشقان ِ بي دل چه شب دراز باشد ..

تنها باشي و پاييز باشد و
هرچيزي و هرجايي و هر كسي تو را وصل كند به روزهايي كه نبايد ..
آدم مجنون هم كه نشود مي شود من!
كه تا سحر خانه را وجب مي كنم
هزار دفعه اسامي و شماره ها را نگاه مي كنم
كسي را براي اين موقع از شب
اين وقتِ پاييز
اين همه سرما و تنهايي ندارم !
.
.
.
كاش روي كه بر مي گردانم از اين همه شب و تاريكي و سرما
در آستانه در
تو باشي و نور و گرما..
"دل به دل راه دارد" ؟!

