تبليغاتX
خلوت دل خاص

زلفِ تو همان مونس جان است که بود ..



عوض تو من نیابم که به هیچ کس نمانی!


سعادت

  یعنی بودنت، یعنی داشتنت

یعنی تو باشی و من نفهمم این زندگی هزار نشیب و فراز کمر شکن دارد

یعنی امنیت وجودت که باشی و نلرزد دلِ این دختر

سعادت

یعنی سر بر شانه ات

یعنی امـن تـرین پناهِ این عالـم




از اقبال بلندم همین بس که

تو را دارم 





با خبــــر باش که دنیای منی ..




+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 6:45  توسط رها  | 


دلــم از غربت سنچاقک پر ..


بگو یم

نگو یم

نمی‌گو يم اما

خودم هم خودم را رعایت نکردم!



نگو دفترش را به روی خودش بست

که روی مرا هم نبیند

نمي‌خواسـتم بعدِ آن شعـرها از تو بد دیده باشـم

تو در حقِ آن شعرها، شاعری کرده بودی!

کمی وزن کم کرده‌ام بی تویی را

ولی مي‌نويسم:

قسم خورده‌ام که رعایت کنم زندگی را!



+ نوشته شده در  سه شنبه نهم تیر 1388ساعت 10:29  توسط رها  | 

و قشـنگ تـرین شـبای پر سـتاره شـبِ توسـت..



شهر ِ من، من به تو می اندیشم ..



تهران

شب از تو دور اســت..




+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت 15:53  توسط رها  |